تبليغاتX
بلوچ چی می خواهد - كساني كه به بلوچستان سفر نكرده اند ...
دعوت از نخبگان , آزادیخواهان , فعالین حقوق بشر و همه بلوچهای آزادیخواه

بلوچ۲۰۰۰

كساني كه به بلوچستان سفر نكرده اند و از نزديك آشنائي چنداني با بلوچ و بلوچستان ندارند، بقول كسرائيان، شايد آن را سرزميني خشك ، پهناور و عطشان تجسم كنند كه دريچه ايست به جهان جادويي هند. سرزميني فراموش شده كه در آن هر چيز اثيري است. براي بسياري ، شايد رايحه ادويه تندي باشد كه در  خاطره ها مي ماند و يا بوي عطري سكرآور و  ناشناخته اي ، و يا طرحي زيبا بر جامه اي ، يا اثر دستي زنانه بر سفالي با نقش جادويي ، شايد  شنيدن  خاطره اي است كه از لبان تناسه زده دختر كوچك اندام سيه چرده اي نقل مي شود. شايد حماسه در ذهن حك شده ياغي اي مي باشد كه طغيانش بر عليه ظلم و زور، بلوچ را به شيدايي مي كشاند.  بلوچستان شايد پهنه وسيعي باشد كه آواي محروميت آن در ميان طوفان شن و غبار محو گشته است، غباري هميشگي بر فراز كوه ها دره ها و خورشيد سوزان و نظاره گر و گيسوان آشفته و غبار آلوده درختان گز و چنار و نخلهايي كه به اميد قطره اي باران انتظارابدي را به سرنوشت خويش مبدل كرده اند. آري ! بلوچستان را حتي به سياره اي تشبيه كرده اند كه در هرم و گرماي خورشيد همچون غباري ابدي شناور است و بر امواج وهم انگيز و سراب هايش تمامي جن ها و ارواح شرير به كمين عقل و هوش نشسته اند.

يكي از نويسندگان و پژوهشگران معروف مي نويسد: به بلوچستان كه وارد مي شوي دو گروه را مي بيني كه يكي لباس رسمي و ديگري لباس محلي پوشيده است، با دقت روي دو گروه احساس مي كني كه اين دو گروه هيچ رابطه اي با هم ندارند، از كنار يكديگر بي اعتنا مي گذرند و به هم سلام نمي كنند و هيچگونه علامتي كه نشان دهنده ارتباط آنها باشد ديده نمي شود.  اگر از هركدام چيزي در بارهء ديگري بپرسي ، بدون ترديد اظهار نظر بد بينانه اي مي شنوي. آنها از يكديگر خوششان نمي آيد ، آدم خيال مي كند كه گروه ملبس به لباس رسمي را به زور در بلوچستان آورده اند و گروه ملبس به لباس محلي نيز چاره اي جز پذيرفتن آنها ندارند. نه اين ميل دارد كه بفهمد آن كيست و نه آن ديگري كنجكاو مي شود كه بداند اين تازه وارد براي چه آمده !!  هر كدام راه خود را مي روند ، در خفاء به يكديگر ناسزا مي دهند ، اگر كسي تنها حرفهاي يك طرف را بشنود ، به اين نتيجه مي رسد كه طرف ديگر هيولاست. اين دو گروه در دو خط موازي به پيش مي روند ، و ما نيز مي دانيم كه دو خط موازي هرگزبا يكديگر تماس بر قرار نمي كنند مگر آنكه خدا بخواهد.

خداوند متعال نيز مي خواست كه اين دوگروه بهم نزديك شوند ، به همين دليل شايد جمهوري اسلامي را به مردم ايران هديه داد. اما نشد آنچه كه بايد بشود. حاكمان جديد به اين معيشت الهي نيز وقعي ننهادند و مصرانه و با زور اسلحه و خشونت فاصله اين دو خط موازي را از پيش بيشتر كردند. گروه ملبس به لباس رسمي ، مامورين و قشون حكومت مركزي بودند كه حدود صد سال پيش براي تثبيت و تحكيم ، مبتني بر زور و خشونت ، حاكميت دولت مركزي آمده بودند؛ و همچنان به روش خود ادامه مي دهند. اميدواريم كه در ايران بزودي يك سيستم حكومتي آزاد و دمكراتيك بر قرار گردد ، كه مبناي حكومتي آن براساس دمكراسي واقعي،  عدالت ، برابري ، و مساوات و اعتماد و برادري باشد ، نه بر زور و قلدري و اسلحه و خشونت. اميدواريم در آينده بودجه سيستان و بلوچستان ، صرف آباداني ، پيشرفت و عمران شود ، نه صرف قشون و سركوب و به اصطلاح امنيت گورستاني .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 17:2  توسط همل بلوچ  |