|
دعوت از نخبگان , آزادیخواهان , فعالین حقوق بشر و همه بلوچهای آزادیخواه
|
|
|
|
||||
|
ایمیلی از یک دوست گرامی در خصوص استقلال بلوچستان که منظور ما همان جدایی و مستقل بودن بلوچستان می باشد( که بعضی از دوستان متوجه هدف ما نشده بودند)دریافت داشته ایم.همانطوریکه ذکر کرده ایم ما مقالات و نظریات دوستان را در این وبلاگ درج می نماییم جهت استفاده دیگر دوستان و نشر نظریات و مقالات بمنزله تایید یا رد آنها نمی باشد و هرکس آزاد است نظر خود را بگوید البته با رعایت شئونات اخلاقی.در ضمن از این دوست عزیز به خاطر ارسال این ایمیل تشکر و قدردانی بعمل می آید
سلام
اخيرا شما و بسياری از دوستان بلوچ موضوع در بند بودن بلوچستان و در حقيقت راههای برونرفت از زندانهای ايران و پاکستان را به نظر خواهی گذاشته ايد. در اين زمينه من همچون 99 درصد مردم بلوچستان آرزوی استقلال را دارم. در اين زمينه بحثهای زيادی از جانب دشمنان مردم بلوچستان در به انحراف کشانيدن جنبش آزاديخواهی مردم بلوچستان دامن زده ميشود. از طرفی برخی دوستان بلوچ هم تحت تأثير تبليغات شوم دشمنان آزادی قرار ميگيرند. در اينجا به گوشه ای از اين بحثها توچه دوستان را جلب ميکنم که برايتان از ميان هزاران گفتگو در ديوان بلوچی کلچر انتخاب کرده ام که با بحث های ما در اين وبلاگ فرق چندانی ندارد. اميدوارم انتخاب من مورد پسندتان قرار گيرد
با احترام سـنـجی بلوچ
مطلب پيوست است
دوسـتـيـن بـلـوچ راج
عـلـم و تـجـربـه " به صورت عـمـومی" و ديـدگـاه روشـنـبـيـنـی و شـنــاخـت تـمـايـز " در صـورت اخـص "، تـنـهـا دو وسـيـلـه مـهـم هـسـتـنـد که مـردم بـلوچـسـتـا ن در اخـتـيـار دارنـد. آنـچـه کـه مـردم بـلـوچـسـتـان ( فـعـلا ) نـدارنـد، آزادی و بـرخـورداری از حـقـوق مـلـی اسـت. ايـنـکه چـرا به آزادی و حـقـوق مـلـی نـمـيـتـوانـنـد دسـت بـيـابـنـد، مـوضـوع اول مـورد نـظـر ما است. مـوضـوع دومی که از جانـب واجـه مـلـــک طــــــوقـی بـه مـوضـوع اصـلی يـعـنـی مـوضـوع مـلـی پـس از هـشـتـاد سـال که از عـمـر تـجـربـه هـای مـلی مـيـگـذرد، وارد گـرديده، ايـنـگونه مـيـتـوان اسـتـنـبـاط کـرد: مـا برای ايـنـکه به آزادی برسـيم بـايد هر چـه داشـتـيـم کـنـار گـذاشـتـه يـعـنـی " فـرامـوش " کـنـيـم و از صـفـر شـروع کـرده و ( حـزب دمـوکـرات بلوچـسـتـان " ايران بـسـيـار عـزيـز" ) و ( حـزب دمـوکـرات بلوچـسـتـان " پاکـسـتـان بـسـيـار مـحـتـرم و عـزيـز" ) را بـسـازيـم. نـظـر محـتـــــــرم واجـه طـوقـی دقـيـقـا مـطـابـق گـفـتـه هـا و عمـل بـلـشـويـک ها و به عـبـارتی ديگر ديکتاتور پرولـتر هـای قـرن گـذشـتـه اسـت که در همان قـرن به شـکـسـت فاحـشی مـبـتـلا شـدنـد. کوردسـتـان هـم اين راه را مـيرفـت نه تـنـهـا کوردهـا بـلـکـه واجه طوقی خود نـيـز بر آن آگاه اند که اخـيـرا مـلـت کـوردسـتـان از گـرفـتـاريـهـا و درد سـرهای فاجـعـه آمـيـز مـنـجـلاب ( خود مـخـتاری ها ) و ( خود گـردانـيـهـا ) به تـنـگ آمـده انـد و تـنـهـا چـاره را در اسـتـقـلال کوردسـتـان می يابـنـد. بـنـا به تـجـربه هائی که هـمـهً ما از آن درس گـرفـتـه ايم ، مـن معـتـقـدم هـمـانـطور که غرب پـيشـرفـتـه و هـزاران آزمـوده نـمی تـوانـسـت صـربـهـا، کـــُرواتـهـا و يا چـک ها و سـلـواکـهـا را در کـنـار يـکـديـگـر به صورتی صـلـح آمـيـز نـگـهـدارد، لـذا هـيـچ پـديـدهً صـلـح آمـيـزی دال بر نـظـر واجـه طـوقی در حال حاضـر وجـود نـدارد که بـتـوانـد مـلـت بلوچ را درکـنـار مـلـل پـنـجـاب و يا فـارس نـگـهـدارد. و نـقـطـه نـظـر مـن در اينـجـا اسـت که از آنـجائـيـکه مـلـل فـارس و پـنـجاب نـمی توانـنـد مـثـل ديگر کـشـورهـای جـهـان روی پای خـود بـايسـتـنـد ( بطور مثال: تاجـيـکـسـتـان ، مـنـگولـيـا ، اتـيـوپـی و...)، لـذا به زور و در صورت ناجـار با فـريب خـود را در امـوال و مـعـادن بـلوچـهـا شـريـک می نـمـايند. مـا هـمه مـيـدانيـم و پارسـهـا و پـنـجـابـيـهـا هـم به خـوبی مـيـدانـنـد که در صورت ايجاد بلوچـسـتـانـهـای خودمختار يا فـدرال، پـنـجـابـيـها و پارسـهـا بـدون اجازهً دولت بلوچـسـتان نـمی توانند قـدم در خاک بلوچستان بگـذارند و برای آنها از همه فاجعه آميزتر آن است که نـمی تـوانـنـد مـثـل اکـنـون امـوال بـلـوچـهـا را بـبـرنـد و يا خـود را در امـوال آنـهـا ( شـريـک ) نـمـايند !!!. اگـر به تـجـربـيـات جـهـانی که در بالا به اخـتـصـار ذکـر شـد تـوجـه نـمـائـيـم و حـقـوق مـسـلّـم مردم بلوچ را مـحـترم بـدانـيـم، پـرسـش چـنـين پـيـش خـواهـد آمـد که : واجـه طـــــــوقـی با چه دلـيـل و مـدرکی مـيـخـواهـنـد بـلـوچـسـتـان را در ( ايران ) و ( پاکستان ) نـگـهـدارنـد و يا به آنـهـا به بـخـشـنـد؟ خـواسـت مردم بلوچـسـتان مـبـتـنی بر حـمـله نـمـودن يا نـنـمـودن آمـريـکا و هـمـپـيـمـانانـش به (ايران) نـيـسـت، بـلـکـه خواسـتی مـلـی اسـت که هـزاران سـال در سـرزمـيـن بـلـوچـسـتـان ريـشـه دارد و به نـظـر مـن بايد از اين خـواسـت دفـاع کـرد. بر ما پوشـيـده نـيـسـت که به بلوچـسـتان تـجـاوز نـظـامی شـده اسـت ، نه ايـنـکه بلوچستان خود بدست خودش خود را به سه پاره نـمـوده و ارزانی ( ايران ) و ( پاکستان ) کرده باشـد. لـذا ، مـا بـلـوچـهـا در مـقـابـل اجـحـافـاتی که بر ما روا داشـتـه اند، نه تـنـهـا خود را بـلـکـه سـرزميـن و امـوال آيـنـدگـان خـود را نــبــايد مـفـت به آغـوش مـفـت خوران بـيــانـدازيـم. به خـاطـر ايـنـکه به زبـان بـلـوچـی می خـواهـیـد حـرف بـزنـیـد شـمـا و زبانشناسان عـزيز شـمـا را کـشـتـه انـد، هر دو رژيم تهران و اسلام آباد در سالهای 1970 ـ 1972 طـعـم ( خـود مختاری ) را هم به شـمـا چـشـانـده انـد، برای فـارسـهـا و پـنـجـابی ها ( خـود مـخـتـاری ) و اسـتـقـلال شـما فـرقـی نـمـيـکـنـد. لـذا برای من روشن نـيـسـت که واجـه طـوقـی مـلـت بـلـوچ را از چه چـيـز پارسـهـا و پـنـجـابی ها " می خـواهـنـد "راضی نگهدارند. ضــمـنـا خـواسـت مـن و اکـثـر مـردم بـلـوچـسـتـان عـزيـزمـان در ايـمــيـل قـبـلـی به زبان فارسی نوشته شـده بـود و از شـمـا انـتـظار " سـيـاسی " داشـتـم پـاسـخ آن به فـارسی مـيـبـود. مـن به دلـيـل عـشـق به مـردم و وطـنـم بـلـوچـسـتان و دفـاع از حـقـوق از دسـت رفـتـهً مـان حـاضـر به هـر گـونـه مـبـاحـثـهً آکـادمـيک مـيـبـاشـم و از واجـه طـوقـی به خـاطـر اظـهـار نـظـرشـان تـشـکـر مـيـکـنـم و در انـتـظـار نـظـرات ايشان امـا با ارايهً مدارک کافی سـيـاسی ـ تـاريـخـی می باشـم. اُ لُـس پـهـره ای Dear Baloch, مـردم شـريـف بلـوچـسـتـان
جـامـعـهً جـهــانی رژيـم تروريـسـت و ضــد آزادی " ايـران " را مـحـکـوم کـرده اسـت. اکـثـر کـشـورهـای جـهـان از حـمـلـه بـه " ايـران " پـشـتـيـبـانی نـمـوده اند. در چـنـيـن شـرايـطـی مـردم بلـوچـسـتـان می بـايد آگـاهـانـه از حـقـوق و سـرزمـيـن از دسـت رفـتـهً خود دفـاع نـمـوده و کـلـيـهً نـيـروهـای نـظـامـی و اداری مـتـجـاوز و ضـد مـردمی " ايران " را از سـرزمـيـن و مـرزهـای بـلـوچـسـتـان بـيـرون بـيـانـدازنـد و اسـتـقـلال و حاکـمـيـتی که بـيـش از هـشـتـاد سـال اسـت در تـب بـدسـت آوردنـش مـيـسـوخـتـنـد، بـاز يـابـنـد و هـوشـيـارانـه بـا تـفـکـری نـويـن مـبـتـنـی بر دمـوکـراسی خـواهـی از آن خـواسـت مـلـی و انـسـانی خـود مـتـحـدا دفـاع نـمـايـنـد. لـطـفـا تـحـت تـأثـيـر شـعـارهـای فـريـبـنـدهً جـيـره خواران، کـمـونـيـسـتـهـا، مـولـوی هـائی کـه اسـلام را بـا سـيـاسـت آغـشـتـه مـيـکـنـنـد، سـازمـانـهـا و احـزاب سـيـاسی پـارس " ايـران " و امـثـال شـيـرين عـبـادی هـا و گـنـجی ها قـرار نـگـيـريـد. ايـران قـلـدر و چـپـاول کـنـنـده ای که به زور و بـا غـصـب نـيـمی يـا پـاره ای از سـرزمـيـنـهـای ديـگـران تـشـکـيـل گـردانـيـده شـده اسـت، بـايـد فـرو ريـخـتـه و نـابـود گـردد تـا مـلـت هـای در بـنـد آن بـه آزادی و حـقـوق انـسـانی خـود برسـنـد. پـيــروز بـاشــيـد. هـ . س . براهـويی ـ الس پـهـره ای Regards
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 17:41 توسط همل بلوچ
|
|
|||||
|
|||||